أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

61

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

آسمان خبر هست . در زمين چيزهاى عبرت‌انگيز موجود است . روى زمين يك فرش ايوان و روى آسمان يك سقف بلند . ستاره‌ها راه مىروند . درياها مىايستند . آينده نمىماند . رونده نمىآيد . آيا از جائى كه رفته‌اند خشنود شده مىمانند . يا اينكه در آنجا رها كرده شده و به خواب مىروند . سوگند مىخورم كه در نزد خداى دينى هست كه محبوب‌تر از دينى است كه اكنون در آن هستيد و خداى يك پيغمبرى دارد كه خواهد آمد و آمدن او خيلى نزديك شد . سايهء او بر بالاى سر شما آمد چقدر خوش‌بخت است [ كسى ] كه او را ايمان آورده او نيز او را هدايت كند ، واى بر بدبختى كه او را عصيان و مخالفت نمايد . افسوس باد امتهائى را كه عمرهاى خود را به غفلت گذراندند . اى جماعت اياد ، كو اباء و اجداد شما ؟ كو عاد و ثمود [ كه ] كاشانه‌هاى مزيّن و خانه‌هاى از سنگ ساخت ؟ كو فرعون و نمرود كه دنيا را مغرور شده ؟ و به قوم خود گفت : منم رب اعلاى شما ، آيا آنها نسبت به شما دولتمندتر و در قوّت و قدرت از شما افزونتر نبودند ؟ اين زمين آنان را در آسياب خود سائيد و غبار كرد و پراكنده نمود ، استخوانهايشان نيز پوسيده و پراكنده شدند ، خانه‌هاى آنان نيز خراب شده بىاثر ماند ، جا و مكانهاى آنان را اكنون سگان متصرفند . حذر كنيد و مانند آنها تغافل ننماييد ؛ و به راه آنان نرويد ، هر چيز فانى است و باقى تنها حقّ است كه يكى است و شريك و نظير ندارد ، شايستهء پرستش همانا اوست ، زائيده نشده و نزاييده است . در كسانى كه آمده و گذشته‌اند چيزهاى عبرت‌انگيز براى ما خيلى است . چشمه‌سار مرگ مدخلها دارد ولى مخرج ندارد ، بزرگ و كوچك همه گذشته و مىرود ، رونده ديگر نمىآيد ، جزم نمودم كه هرچه به عموم مىشود به من نيز خواهد شد . [ اگرچه ] عادات باطلهء [ عصر ] جاهليهء عرب در عصر سعادت نيز مدتى دوام نمود ؛ ولى سلطان سرير دين مبين - عليه صلوات اللّه الملك المعين - عقايد باطله و عادات فاسدهء اعراب را به وحى الهى ابطال نموده ؛ و بعض احكام دين حنيف ابراهيم و عقايد حسنه را كه با فطرت جليلهء اسلاميّه موافقت داشت تشريع و تأييد فرمودند . يكى از احكام شرعيّه كه قبول كرده شد حكم جليل وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ بود . حضرت حق مزيّت و مفخرت اخوّت دينيّه را به حصول اتّحاد ملت تعليق فرموده و براى فهمانيدن اسرار خفيّه و حقيقيّهء اينكه قوّت و شوكت اسلاميّه جملهء مومنين را به يك دائرهء وفاق و اتفاق جلب و دعوت كند در مانند مكهء مكرّمه يك خاك مقدّس و در مثل روز فيروز عرفه